جمال رضايى

97

بيرجندنامه ( فارسى )

معروف شده بود - فضاى باز و درازى بود كه شباهت به ميدان داشت و آن را هم به همين نام مىخواندند . 26 - 3 - ميدان لب جوى گسكى ( ميدن لوّ جو گسكى meydon low ju gaski ) : در شرق و روبروى در ورودى مسجد بزرگ و معروف « گسكى » ( آيتى ) و در شمال مسجد بسيار كوچك آن محلّ ، ميدان كوچكى بود كه در ميان آن حوض مانندى وجود داشت و آب قصبه از آنجا مىگذشت و مردم براى وضو گرفتن از آن استفاده مىكردند . اين ميدان را به نام آن مسجد مىناميدند . در ميان اين ميدان يك درخت نارون وجود داشت كه بعد خشك شد . اين ميدان در خيابان رفته است . 27 - 3 - ميدان ملك ( ميدن ملك meydon malek ) : در اوايل بازار و نزديك كاروانسراى حاجى محمّد جعفر ميدانى كوچكى بود كه در اطراف آن چند دكّان وجود داشت و چون يك وقت تجارتخانهء « حاجى ملك » ( ملك التجّار ) در آن واقع بوده به اين نام معروف شده بود . 28 - 3 - ميدانى ميرحسن خان ( ميدانى ميرسن خان meydoni miresan xan ) : در ابتداى آخرين كوچه‌اى كه از غرب كوچهء بزرگ خواجه‌ها منشعب مىشد و اريب به سوى شمال مىرفت - درست روبروى « ميدان بىبىعروس » - ميدانى كوچكى ايجاد شده بود . چون منزل « ميرحسن خان » در نزديك آن بوده به اين نام معروف شده بود . گاهى اين ميدانى را هم به نام « بىبىعروس » مىخواندند . 29 - 3 - ميدان هنگ ( ميدن هنگ meydon hang ) : در شمال و مقابل در ورودى پادگان نظامى آن روز ( ادارهء قشونى قديم و هنگ 15 سوار بعد ) فضاى باز و بزرگى بود كه بسيارى از مراسم نظامى و جشنهاى ارتش ( قشون ) در آنجا اجرا مىگشت و تنها زمينى بود كه مىتوانست در آن فوتبال بازى كرد و مسابقات فوتبال هم در آن برگزار مىشد . اين ميدان را در قديم « ميدان قشونى » و بعدها « ميدان هنگ » مىگفتند . يادداشت - پس از احداث دو خيابان « برق » ( منتظرى ) و « كشمان » ( طالقانى ) . در نقاط تلاقى اين دو خيابان با خيابان نزارى دو « فلكه » ايجاد شد كه شمالى را « فلكهء نزارى » « 1 » و جنوبى را

--> ( 1 ) . اين فلكه را مردم به استهزاء « فلكهء چكنم » ؟ مىناميدند . چون در آن هنگام هيچ تفرّجگاهى در بيرجند نبود و